خرید بک لینک
روزهای اول توی خوردن شیر مشکل داشتم؛ بعد رسید به ماست و پنیر و دوغ. دکترها میxadگفتن احتمالن به خاطر حساسیت به لاکتوز نمیxadتونم لبنیات مصرف کنم. اما مشکل به اینجا ختم نشد. یه مدت که گذشت دیگه طعم گوشت هم برام قابل تحمل نبود. تخم مرغ که با هیچ ادویه و سسی قابل خوردن نبود. با خودم فکر کردم شاید گیاه خوارم. اما مشکل عمده م بعد از شروع گیاه خواری رخ داد. حساسیت به بادمجون، کدو، حتا برنج. یه دکتر بهم پیشنهاد خام خواری داد. اما ضعیفxadتر از این بودم که بتونم یک سیب رو هضم کنم، چه برسه به سبزیجات خام. این روزها حتا آب هم برام مزهxadی بدی داره. گاهی شکر رو توی آب حل میxadکنم شاید تلخیش رو کم کنه، اما بیxadفایده

برچسب: زُخم, نویسنده: شیوا پورحسین تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:02

صبح به اتوبوس نرسیدم. ظهر به دسر ناهار اداره. بعد از ظهر به خلوتی خیابون. الان هم به قرار با تو. امروز کلن قرار بود دیر برسم. شاید به خاطر این بود که دیر از خواب بیدار شدم. که اون هم دلیلش دیر خوابیدن دیشب بود. بخاطر این که داشتم تا دیر وقت به تو فکر میکردم. بعدش که خوابم برد خوابت رو دیدم بیدار که شدم، دلم می خواست ادامه خوابت رو ببینم پس دوباره خوابیدم ولی دیگه اون خابو ندیدم تو رفته بودی بجاش یه مشت درهم برهم بود دیگه نیومدی. دیدی پس مقصر خودتی نه من. رامین رمضانیان سامان عبداللهیان

برچسب: موقع, نویسنده: شیوا پورحسین تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:02

چشمانت بزرگترین دزدان عالمند

گر گره بخورند با نگاهی

می ربایند هوش و دل را

چشمانت درخشان ترین ستاره ی آسمانند

گر بتابند بر نگاهی

نور بخشند دل ها را

چشمانت نوید بخش مهر بر زمینند

گر فرونشینند بر نگاهم

باز عاشق کنند من را

برچسب: چشمانت, نویسنده: شیوا پورحسین تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:02

صفحه بندی